متن سلسله مباحث نظام حکمرانی دینی جلسه سیزدهم(جلسه هشتم فقه نظام اقتصادی)
جلسه ۱۳ فقه نظام
(هشتمین جلسه فقه نظام اقتصادی )
بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه سیزدهم از این مجموعه ی جلسات را پیرامون نظام اسلامی در رابطه با ۳ بحث مطرح می کنیم ، اگر وقتمان اجازه بدهد ، البته فهرست مطالب را مطرح می کنیم چون فرصت اجازه نمی دهد که یک مقدار مفصل بحث کنیم
پول : تا حدودی در جلسه قبل در مورد آن صحبت شد ۱-
۲- نهاد بازار
۳- نهاد بانک
که این مجموعه زیر مجموعه ی مربوط به نظام مبادلات است در فقه اقتصادی اسلام
چون ما گفتیم فقه اقتصاد را ما چند بخش کرده ایم ، بخش اصلی فقه اقتصاد اسلامی
۱- توزیع نخستین ۲. تولید ۳. توزیع ثانوی ۴. مبادله ۵ . مصرف ( البته بعید است بتوانیم به فقه مصرف بپردازیم )
نظام مبادلات
در چارچوب فقه ، مبادلات را به مبادله ی مستقیم و غیر مستقیم تقسیم کردیم نظام مبادلات فصل گسترده ای دارد
مبادله ی غیر مستقیم
مبادله ی غیر مستقیم به آن مبادلاتی می گویند که به واسطه ی پول انجام می شود و لذا نیاز دارد که در رابطه با پول مقداری صحبت کنیم،
که البته بحث مفصل آن را در فقه اقتصاد اسلامی انجام داده ایم .و اینجا فقط تیتر مطالب را مطرح می کنیم
سه تیتر در مسئله ی پول مطرح می شود :
از نظر اقتصاد اسلامی ،البته از نظر ما و ممکن است افرادی و بزرگانی باشند که نظرات دیگری داشته باشند . اینجا در واقع در مورد نظر
خودمان صحبت می کنیم ، البته این نظر مستدل است و دلیلش را در همان فقه اقتصاد اسلامی بیان کرده ایم. هم دلیل روایی و هم دلیل
تاریخی را
پول

۱- پولی که واسطه ی مبادله قرار می گیرد باید ” مال حقیقی ” باشد نه ” مال اعتباری ” ( مال اعتباری این است که ، کسی یا موسسه ای یا
نهادی ، شخص حقیقی یا حقوقی به استناد اعتبار سیاسی یا اقتصادی خودش بگوید که من این کاغذ را معادل این مقدار ارزش می دانم ،
حال معیار ارزش را هر چه قرار بدهیم ، فرض کن بخواهد در بازار امروز معیار ارزش دلار باشد یا هرچیز دیگری و بگوید این کاغذ مساوی یک
میلیون تومان است و این را به شما می دهم و از شما کالایی می خرم .این پول اعتباری است ) این پول اعتباری قطعا و شرعا جایز نیست که
من بیایم اعتبار و فرض کنم ! با اعتبار من ، چیزی که پول نیست ، پول نمی شود ! مالیّت به تعبیر ما در فقه ، از امور حقیقیه است ، از امور
تکوینیه و واقعیه است و با اعتبار و فرض چیزی که مال نیست ، مال نمی شود
مثل این است که من بگویم این لیوان نیست و تلویزیون است و شما به فرض اینکه این لیوان ، تلویزیون است آن را از من بخرید ! این کار با
اعتبار من تبدیل به تلویزیون نمی شود که بعد به شما بفروشم
پول باید پول حقیقی باشد ، با این پول حقیقی هم که بحثش را کرده ایم که چه چیزی می تواند به عنوان واسطه ی مالی
واسطه ی مبادلات به عنوان پول حقیقی مطرح باشد ، فقط طلا و نقره است و تعارف هم نداریم
تمام حرف هایی که پیرامون اینکه نمی شود ، مبتنی بر نگاه سرمایه دارانه است به مسئله ی پول .
یعنی نظام سرمایه داری اصلا مبتنی بر فریب است ، یعنی اصلا کل نظام سرمایه داری را هر بخش آن را بگیرید چه در حوزه سیاسی چه
اقتصادی چه بخش فرهنگ ، در همه ی بخش ها شما وارد شوید مبتنی بر فریب است ، هر بخشی را دست بگذارید کلید فریب شان را می
توان کشف کرد ، که این فریب کجا به کار رفته است
این کلاهبرداری است ، برای اینکه پول مردم را جمع کنند ، در جیب سرمایه دارها قرار دهند ، این پول را با اصرار اینگونه تعریف و تدوین و
تولید می کنند و بعد هم می گویند ، طلا به حدّ کافی نداریم ! چرا نداریم ؟طلا به قدر کافی برای مبادله داریم . طلا به قدر پول باد کرده ی
متورم نداریم ، ما این چنین پولی نمی خواهیم ، پول متورم که پول نیست . پول مبتنی بر فریب ، مبتنی بر کلاهبرداری یا پول اعتباری
محض و کلّ مشکلات اقتصادی جهان معاصر برگشتش به همین پول اعتباری است. پول مبتنی بر فریب، همین پول اعتباری مبتنی بر فریب
است که کلید اقتصاد در دنیا را دست کسی می دهد ، که از نظر سیاسی و نظامی قدرت بیشتری داشته باشد بتواند بمب اتم تولید کند و
بفروشد . آمریکا بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را که انجام داد اینطور نبود که حساب نشده باشد، روی حساب بود! با بمباران اتمی این دو
شهر در پایان جنگ جهانی دوم خودش را بعنوان قدرت اول جهان مطرح کرد و زهر چشم از همه ی قدرت های جهانی گرفت و بر مبنای این
قدرت نظامی امروز در حال حکومت است و می گوید که من به این می گویم ” پول دلار ” این مقدار قیمت دارد .پشتوانه اش چیست ؟!پول
سیاسی است. پولی که امروز در دنیا دست به دست می گردد ، مستند به قدرت سیاسی است. کسی هم می تواند در جایی دیگر پولی تهیه
کنند که مبتنی بر قدرت اقتصادی اش ، پول دار است ، چون پول دارم این کاغذ را یک میلیون تومان حساب می کنم.
پول طلا و نقره است

ما به هر حال معتقدیم و استدلال هم می کنیم که پول اگر بخواهد اقتصاد سالمی داشته باشیم باید تعارف نکنیم ، باید فریب اقتصاد سرمایه
داری را نخوریم ، فریب تهدیدهای آنها را نخوریم، محکم پای کار بایستیم و بگوئیم پول ، طلا و نقره است
در روایاتمان این معنا را داریم
فردی به امام کاظم علیه السلام عرض می کند : من پول مسی می خواهم مبادله کنم ( به آن فلوس می گویند ) حضرت می فرمایند : من
نمی دانم فلوس چیست ؟ پول مسی یعنی چه ؟پول طلا و نقره است
روایاتی داریم : تقی الدین احمد بن علی مقریزی در کتاب نقود الاسلامیه مفصل می نویسد : در طول تاریخ هیچگاه اقتصاد های مطرح هیچ چیز را به جز طلا و نقره به عنوان پول نمی پذیرفتند .
این گفته نشود که اقتصاد امروز گسترده شده ! این گستردگی ، گستردگی تورمی است نه گستردگی حقیقی. والّا به اندازه ی
گستردگی اقتصاد حقیقی ما می توانیم پول حقیقی داشته باشیم برای مبادله
بر فرض هم یک جا پول مان کم آمد پول را به مبادله مستقیم تبدیل می کنیم و این حقیقت مطلب است و این کار را باید انجام داد. که به
نظر ما مسئله ای اساسی است
پس مطلب اول اینکه مال باید ، مال حقیقی باشد و این مال حقیقی طلا و نقره است و گفته ایم که راهکارش هم کار آسانی است
کار مشکلی نیست ، ما می توانیم پول کاغذی را بایک نوار طلا یا نقره تولید کنیم . کمترین پول مان ، کمترین میزان مصرف نوار نقره در این
پول کاغذی که به کار می بریم هست
این پولی که در آن نقره به کار رفته ، ارزشش به اندازه ی نقره ی به کار رفته به اضافه ی هزینه چاپ اسکناس است. این پول حقیقی است ،
که این پول را می دهیم در اِزایش کالایی می گیریم ، همچنین طلا . اگر این کار را بکنیم اقتصاد ما سالم خواهد شد
تورم در مملکت ما به صفر خواهد رسید ، پول اول دنیا پول ما خواهد شد . پول ِ معیار در دنیا به تدریج پول ما خواهد شد
پول ما می شود ، پول معیار نه دلار ! ما با اینکار کمر دلار را خواهیم شکست و ما اصرار داریم که این کار انجام شود و امتحان بشود
ما نباید اینقدر با همه چیز غربی ها به عنوان امر مسلّم و تمام شده برخورد کنیم
خودتان همه چیز را تشکیک می کنید و سپس می رسید به ارزش های غربی و قوانینی که آنها واقعا مبتنی بر فریب تأسیس کرده اند ! و
دست هایمان را بالا می آوریم و می گوییم اینها قابل مناقشه نیستند ، قابل نقد نیستند
خدا را ، قرآن را ، معصوم علیهم السلام را گفتند قابل نقد است
چرا نمی گویید این ارزش های غربی قابل نقد است ؟ چرا این کار را نمی کنید ؟ چرا نمی گویید دمکراسی قابل نقد است ؟ چرا نمی گویید
لیبرالیسم قابل نقد است؟ اینهایی که دنیا را پر از فساد کردند ، پر از فریب و آلودگی کردند ، اینها قابل نقد نیستند؟
۳- در همین چارچوب پول : اوراق مالی یعنی چه ؟ ورقی که خودش بشود مال ؟! الان اوراق مالی خزانه ی اسلامی مطرح است ، اینها باید
معلوم بشود
راه درست آن این است ، یعنی ما می توانیم اوراق مالی داشته باشیم( اوراق مالی صحیح ) اوراق به شرطی مالی هستند که سند یک مال باشند
، خود ِ این اوراق مال نیست ! بانک مرکزی ورق چاپ می کند ، اگر این کار را بکند .( اوراق قرضه چیز دیگری است که کاری به آن نداریم )
دولت درست استاوراقی را چاپ می کند و اسمش را می گذارند اوراق خزانه ی اسلامی یا اوراق خزانه ی ملی ، هر ورقی سند مالکیت شما
نسبت به یک بشکه نفت است، یعنی به شما یک بشکه نفت فروختم و در اِزای آن پول از شما می گیرم ، این ورقی که به شما می دهم ، شما
یک بشکه نفت از طرف دولت مالک می شوید.
من حاضرم این بشکه نفتی که در بازار ۶۰ دلار فروخته می شود این بشکه نفت را به شما ۵۰ دلار می فروشم.
سال آینده به ۶۰ دلار بخرم و از نظر شرعی اشکالی هم ندارد . اما بشکه نفت است . یعنی ورق مالی ، ورق تنها نیست بلکه یک معامله استکه
اگر یک وقتی هم خواستید بشکه نفت را از ما بگیرید ، می توانید تحویل بگیرید
، یا هر چیز دیگری مثل نفت ، گاز ، معدن ، البته معدنی که استخراج کرده و مِلک خودِ دولت است
می گوید معدن را با این شرایط به شما می فروشم ، هر کیلو از ماده ی معدن را مثلا یک میلیون تومان به شما می فروشم ، الان می فروشم
و این هم سندش ، ولی سال آینده از شما به ۲ میلیون تومان می خرم
این اشکالی ندارد ، خرید و فروش است ، این یک چیزی را امروز به یک قیمت می فروشم سال آینده دلت خواست می فروشی و دلت
نخواست نمی فروشی ! متعهد نیستی ، باید تعهد در کار روی آن نباشد .( اِن شاء اَخَذ و اِن شاء تَرَک ) است
من به شما جنس را می فروشم و سند را به شما می دهم . این جنس را به شما این قیمت می فروشم، بعد خودم متعهد می شوم این جنس
را به بیشتر بعدا بخرم که اشکالی ندارد
اگر اوراق مالی و خزانه به این معنا باشد اشکالی ندارد ، اما اینکه چیزی را به مردم می فروشید و می گویید این ورق قیمتش یک میلیون
تومان یا دو میلیون تومان است ، همین ! این یک تکه کاغذ است از کجا یک یا دو میلیون می ارزد ، این برگشتش به همان مال
اعتباری است که اصلا معتبر نیست پس اوراق مالی بی اعتبار اوراق مالی سند یک مال حقیقی نباشد این برگه هم مالیّت ندارد ،
شرعیّت ندارد به نظر ما یک مشکلی داریم البته من نمی توانم خیلی صحبت کنم ، اینکه فقه را وسیله ای برای توجیه قرار دهیم ،
این کار بسیار اشتباهی است من دیده ام که در بعضی اسناد بانک مرکزی و کمیته های فقهی و امثال اینها که می گویند این مشکل را برای
ما حلّ کنید ! مگر فقه آمده که مشکل شما را حل کند .
می گویند ما می خواهیم این کار را انجام دهیم ، یک راه شرعی برایش پیدا کنید ! این حرف غلط است ، یا شرعی هست یا شرعی نیست ؟!
برای این کار راه شرعی پیدا کنید ! من که چیزی نیستم ، ارزشی ندارم ، ولی این روش ، روش اسلامی نیست. فقه ما فقهی نیست که
وسیله ای برای توجیه هر کار خلافی باشد ! بله شما بخواهید توجیه کنید ، هر کار خلافی را می شود توجیه کرد . اینطوری نمی شود .
در فقه معیار داریم ، یکی از مشکلات ما این است که ما باید همین بنیادهای اقتصاد اسلامی را ، نصوص را خوب بفهمیم تا بعد بفهمیم
بر اساس این اصول و نصوص چه کار می شود انجام داد.
قاعده ی اکل مال بالباطل

ما قاعده ی ” اکل مال بالباطل ” را داریم . اکل مال بالباطل یعنی چه؟ ” لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل ” یعنی تو حق نداری مال مردم را
بگیری در برابر هیچ . چرا ربا حرام است ؟ نکته ی حرمت ربا اصلا همین است که : در روایت آمده است که : یک درهم را می دهی در قبال آن
دو درهم می گیری ، آن یک درهم در برابر چه کاری گرفته شده است ؟ هیچ ! این ” اکل مال بالباطل ” است.
در روایتی از امام رضا علیه السلام است که : علت تحریم ربا را وقتی مطرح می کنند ، این مثال را می زنند ، شما از کسی مال حقیقی را
بگیرید و در برابرش هیچ و پوچ بدهید ؟! این اکل مال بالباطل است.
این مختصری از مسائل مربوط به پول بود که من به همین مقدار اکتفا می کنم . عرض کردم من تیتر مطالب را مطرح می کنم ، چون دامنه ی این مباحث گسترده است، در نوشتجاتی که نوشته ایم و بعضی چاپ شده و بعضی در حال چاپ است ، به تفصیل این مسائل مطرح شده است.
۲- نهاد بازار

بازار مهم ترین نهاد مبادلاتی در اقتصاد است
بازار که می گوئیم یعنی همان فضایی که در آن فضا مبادلات اقتصادی انجام می شود ، یا مبادلات مستقیم یا غیرمستقیم. اگر بازار اسلامی را ،
احکامش را بیان کنیم و ضوابط بازار اسلامی را بگوییم ، در ضمنِ ۵ عنوان ، قواعد و ضوابط بازار اسلامی را دسته بندی کرده ایم که مفصل آن
در کتاب زیر چاپ که بازار اسلامی در آنجا تبیین شده و بیان گردیده ؛ تیتر مطالب عبارتند از:
۱-۲- فرهنگ اسلامی بازار
بازار اسلامی فرهنگ خاص خودش را دارد و ما باید این فرهنگ را در بازار اسلامی جا بیاندازیم ، برای اینکه خاص خودش است . بازار اکنون
ما فرهنگ سرمایه داری است. فرهنگ حاکم بر بازارها ، فرهنگ سرمایه داری است. یعنی تنها چیزی که برایش مطرح است ، این است که
فقط سود به دست آورد و کاری به هیچ چیزی ندارد ، حلال و حرام و درست و نادرست و ضرر به دیگران و …فقط به فکر این هستند که از
این بازار سود ببرند در اسلام فرهنگ اسلامی بازار کاملا متفاوت است
زمانی در اینجا عرض کردم که ما ابتدا فکر نمی کردیم ولی وقتی وارد بحث شدیم و به عمق آن وارد شدیم ، دیدیم دقیقا تمدن اسلامی کاملا
در تناقض با تمدن غربی است.
یعنی معیار ها، ارزش ها ، جهت گیری ها هر کدام در مقابل دیگری است ، در بازار اولا فرهنگ بازار چند اصل دارد.
اصول فرهنگ بازار اسلامی

۱- ایمان به خدا و روز جزا ( کسی که می خواهد وارد بازار شود ، بازار اسلامی مبتنی بر ایمان به خدا و روز جزاست و این دامنه اش خیلی
مسئله است ، یعنی رزّآق دانستن خدا که رزق و روزی دست خداست . این مسئله مهمی است . اصلا ما در روایات زیاد داریم که : ” اَبَی الله
عزّ و جلّ الاّ اَن یجعل ارزاق المومنین من حیث لا یحتسبون” یکی از راه ها و روش های تربیت انسانهای مومن در سنت های الهی این است
که خدا تلاش می کند برای اینکه رزق مومن را از جایی تامین کند که خودش حساب نمی کند ، برایش قابل پیش بینی نیست . این رزق غیر
قابل پیش بینی این اساس است در بازار اسلامی! یعنی تو برو کارت را انجام بده و خدا روزی را می رساند.
خدا رحمت کند آیه الله حائری شیرازی (ره) را که ایشان به ما خیلی لطف داشتند ، یک وقتی خدمتشان بودیم ، گفتند به وزیر جهاد گفته اند
که شما کِشت بکنید و بگویید جایی که حتما آب هست و آنجا باید اول آبش را تامین کنیم بعد کِشت کنیم ! نه ! شما کِشت کنید خداوند
آبش را تامین می کند. این حرفی است ! این ممکنه برای خیلی ها سنگین تمام شود ، ولی این حرف یک حرف اساسی است .
ما نتوانسته ایم هنوز رزاقیت خدای متعال را در بازارمان جا بیندازیم . خداوند رزق و روزی را می رساند . شما چرا اینقدر لَه لَه می زنید ؟
برای اینکه سود بیشتری به دست آورید .شما کارتان را درست انجام دهید ، خدا برکت به رزق تان می دهد و رزق تان را می رساند.
این مسئله خیلی مهمی است که نیاز دارد به اینکه در آموزش و پرورش از همان کلاس اول ابتدایی ، بچه ها را روی این اصل خداشناسی
(نه فقط خدا موجود است ) تربیت کنید ، نگاه ما به اینکه فقط آفریننده جهان هستی است و کارش تمام شده و دیگر کاری ندارد و تاریخ
مصرف خدا گذشته( معاذالله ) این غلط است ، خداوند خالق ، محیی، رازق ، منیت، حاکم ، عالم و ….است . هر نفسی که بیرون آید
این نَفَس همه از طرف خداست ، خدا روزی می دهد .کار دست اوست . از یک سِری مثال ها و فرهنگ ها جا افتاده بود که نظام شاهنشاهی
ملعون با این فرهنگ ها مبارزه کرد باید در این مورد بحث کنیم که نظام شاهنشاهی چگونه ارزش های معکوس و وارونه را در جامعه ی ما
جا انداخت
این ضرب المثل ها :” از تو حرکت از خدا برکت ” خوب است ولی بعضی از ضرب المثل ها که در زمان شاه جا افتاد مثل : ” خواهی نشوی
رسوا هم رنگ جماعت شو ، یا علی ماند و حوضش…” اگر این ها را جمع کنید ، ضرب المثل هایی که در دوران شاه جا افتاد و سعی کردند جا
بیندازند ، البته کاملا هم جا نیفتاده ولی نهاد اجتماعی ما نهاد سالمی است ، ولی در بعضی از محیط ها این ضرب المثل ها اثر گذاشت ، اگر
این ضرب المثل هایی که در دوران حاکمیت شاه در جامعه ما جا افتاده ، چقدر می شود و چگونه فرهنگ را عوض می کند.
ما تعدادی ضرب المثل هایی داشتیم که فرهنگ اصیل ماست ، مثل : ” نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد ،
یا برو کار می کن مگو چیست کار …” اینها فرهنگ اصیل ماست.
اینها کنار گذاشته شده و چیزهای دیگری جایگزین شد
این که خدا رازق است این مسئله اصلی است . عرض کردم بحث مفصل است . فقط تیترهای مطالب را مطرح می کنم . پس ایمان به خدا و
روز جزا . این که قیامتی است و حساب و کتاب و مرگی هست ، اینها مسائل اصلی است ! اینکه توصیه شده به قبرستان و زیارت اهل قبور
بروید ، سلام کنید به اهل قبور و عبرت بگیرید از اهل قبور ، همه به خاطر این است که به یاد مرگ باشیم.
چون دنیا تمام می شود و حساب و کتابی هست ، تقوا در جامعه راه بیفتد خداترسی در بازار رواج پیدا کند . اینها مسائل اصلی هستند، مسائل
حاشیه ای نیستند
۲-۲- فقه بازار
کسی که می خواهد وارد بازار شود باید با احکام فقهی بازار آشنا باشد. همین کتاب بازار ما به نظرم مرجع خوبی است .
هرکسی بخواهد وارد کار بازار شود یکبار این کتاب را بخواند . سابقا مکاسب می خواندند ، البته مکاسب مربوط به معاملات دوران گذشته بود
و ما الان چیزی می خواهیم که بازار امروز را توضیح دهد.
هم آن خوب است و هم اگر یک کتاب فقه بازار نوشته شود که الان چیزی که ما نوشتیم همین است . این لازم است و در روایات مان چقدر
داریم ،حضرت علی علیه السلام:” الفقه ثمّ التّجاره ” اول فقه بعد دنبال کسب و کار رفتن.
جایز نیست کسی فقه بازار و تجارت را نداند و وارد کار شود و گرفتار حرام گردد.
۳-۲- دانش کسب و کار

در روایت است که ” لا یقعدنّ فی السوق من لا یعقل الشّراء و البیع ” کسی که با فنون خرید و فروش و دانش تجارت آشنا نشده است
نباید در بازار بنشیند و کار بازاری انجام دهد .دانش تجارت باید داشته باشد.
۴-۲- اخلاق اسلامی در بازار
اخلاق اسلامی باید در بازار حاکم باشد ( مرحوم پدرم (ره) از یک بازاری خرید می کرد که آدم بسیار ساده ای بود . از ایشان پرسیدم چرا
همیشه از این مرد خرید می کنید ؟ این همه مغازه هست ! گفتند: این فرد کسی است که در خرید و فروش بسیار درستکار است ، گاهی یک
جنسی را می خرم می گوید آقا ! این جنس را من گرانتر خریده ام و گرانتر می فروشم ، ولی یک بازاری هست که ارزانتر می فروشد ،می
توانید از او خرید کنید ! این آدم بسیار صادق است.
اینها اخلاقیات بازار اسلامی است . که در قدیم بوده و الان هم داریم ، از بازاریان متعهد خوب که اخلاق اسلامی بازار را دارند . اما متاسفانه
اقلیت شده اند در شغل شان. این اخلاقیات را باید ترویج کرد اصلا بازاری های متدینی که اینطوری هستند ، مثل شهدا باید از آنان
تجلیل کرد. این بازاری پاک دست و متعهد نسبت به اخلاق اسلامی را در این شلوغ بازاری که راه افتاده و این آشفته بازار ، مع ذالک
متعهد است و اخلاق اسلامی را رعایت می کند ، در نحوه ی خرید و فروش
بایدهای اخلاقی بازار و نبایدهای آن را مفصل بحث کرده ایم
در فقه و دین و شرع ما بسیار مفصل هست .اگر خواستید به کتاب مراجعه کنید.
۵-۲- قواعد حاکم بر مکان بازار

بازار باید کجا باشد ؟ محل های تجاری یکی از اساسی ترین مسائلی است که در فقه اسلامی داریم ،دولت موظف است محل های تجاری
مجانی در اختیار مردم قرار دهد . اگر کسی از مال خودش می خَرَد خوب بخرد و جلوی خرید و فروش محل تجاری را نمی گیرد ،
ولی وظیفه ی دولت این است که محل های تجاری آزاد داشته باشد.
یعنی ما باید بازارهایی داشته باشیم مثلا چهارشنبه بازار ، نه فقط برای یک روز بلکه هر روز که در این محل ها صبح تا شب مجانی در اختیار
فروشندگان قرار بگیرد
باید ترتیبی بدهند که این بازارها منضبط بشود . از صبح تا شب هم بیشتر حق نداشته باشند کاسبی کنند
این مطلب مهمی است ، کسی نگوید این یعنی چه ؟ فرد می خواهد خرید و فروش کند ، چرا نمی گذارید ؟! در فروشگاه می گذارید و درآن را
هم می بندید . یک جایی بگذارید که افراد جنسشان را بیاورند و عرضه کنند تا شب و فردا اگر خواست باز بیاید و عرضه کند تا شب . حق او
” حق الی اللیل ” است و مجانی هم در اختیارش گذاشته شود.
از این مکان های آزاد می شود فراهم کرد .حضرت علی علیه السلام از بازارهای این چنینی اجاره نمی گرفتند ” کان لا یاخذ اجرا علی السوق”
روی این مسئله تاکید شده است
این برای فعال کردن خرید و فروش و کنترل بازار بسیار مهم است ، حاشیه ای نیست . البته بازاری هم باشد که مردم و کسانی که محل های
ثابت و دائم برای خودشان دارند ، مشکلی نیست . این هم باید در کنارش باشد
در فقه اسلامی سرقفلی نداریم .سرقفلی یعنی چه ؟ از کجا آمده است ؟ در فقه اسلامی سرقفلی نداریم ، کسی می خواهد مغازه ای بگیرد یا
می خرد و یا اجاره می کند ، کسی در یک مغازه ای بنشیند و بگوید چون من اینجا هستم
حق دارم مگر اینکه از تو پول بگیرم . این غیر شرعی است قطعا و توجیه های شرعی هم باطل است . سرقفلی به این معنا نداریم ، بلکه یک
نوع سرقفلی در گذشته بود که در بازار فردی جایی را می گرفت و آزادانه هم در اختیار گذاشته می شد و دیگری می گفت من امروز اضطرار
دارم و جا ندارم و این پول را به تو می دهم تا من جای تو اینجا کار کنم ، این اشکالی ندارد . یا کسی جایی را یکساله اجاره کرده و دیگری
بگوید ۶ ماه اینجا بودی حالا من خیلی احتیاج دارم و به شما پولی می دهم از اینجا بروید و من از صاحب ملک اصلی اجاره کنم ، این اشکالی
ندارد
این سرقفلی که در بازار رایج شده ، که جایی را اجاره می کنند بعد از خود مالک هم سرقفلی بگیرد ، که اگر از اینجا بروم باید چیزی به من
بدهی ، نمی شود !یا از اول مالک می گوید این قدر اجاره می دهم سرقفلی ، اجاره بکند اشکالی ندارد .
.۲-۶- رقابت باید آزاد باشد
یکی از ارکان بازار اسلامی رقابت آزاد است. رقابت آزاد یعنی چه؟ انحصار ممنوع
این جنس در انحصار من است و هیچ کس اجازه فروش ندارد ! این انحصارها با بازار اسلامی سازگار نیست .
می گوید فقط من این جنس را بفروشم ! دولت اسلامی حق ندارد این اجناس را انحصاری کند ، حتی اگر در انحصار یک طائفه ی خاصی
است .البته بحثش مفصل است.
۳- تجارت خارجی

ضوابط خودش را داد ، باید طوری باشد که به هیچ وجه نباید منجر به سلطه ی سیاسی یا حتی سلطه ی اقتصادی بیگانه بر کشور شود .
اینکه خارجی ها بخ دهند جنسی را انحصارا به ما بفروشند یا جنسی را انحصارا از ما بخرند ! این ممنوع است .
اینکه خارجی ها بخواهندجنسی را بفروشند که ضرر به جنس داخلی و تولید داخلی بزن این هم ممنوع است.
اینکه جنسی را وارد کنیم به تولید داخلی ضرر بزند این هم ممنوع است و هکذا از این موارد زیاد داریم ، که در تجارت خارجی بسیار است و
ما به چند نکته اشاره کردیم .
۴- وظائف دولت در مدیریت بازار
الف- دولت وظیفه دارد در مدیریت بازار دخالت کند . دولت باید الف : مقرراتی تعیین کند که ظلم به مردم و ظلم به اهل بازار نشود .
کسی به کسی تعدی نکند و حق دیگری را نخورد . جزئیات آن باید تصویب شود.
ب: نظارت دقیق و مستقیم ، حضرت علی علیه السلام در دوران حکومت خود هر روز شخصا به بازار می رفتند و خودشان نظارت مستقیم داشتند .
نظارت باید مستقیم و هر روز باشد . اینکه عده ای داشته باشیم که گاهی به بازار سر می زنند ، اینطور نیست ! نظارت باید به طور مستقیم و
دقیق انجام شود
در این رابطه سخن فراوان است .اگر مایل بودید هفته آینده بقیه بحث در مورد بانک باشد و اگر نظرتان چیز دیگری بود ما می توانیم در مورد فرهنگ صحبت کنیم.
ولی اگر مایل بودید و برایتان خیلی مهم است که به نظر من مهم هم هست ، بحث بانک را هفته آینده داشته باشیم و مختصری هم در مورد
مصرف و آن شاءالله هفته های آینده در مورد فرهنگ
پس هفته آینده در باره ی بانک و خلاصه ای در مورد مصرف و بورس بحث خواهیم کرد .
بِرَند ” هم باید بگوئیم صِرف اینکه یک بِرَند است معنی ندارد .یعنی انحصار خود را خود را به کسی بفروشد . یعنی جنس را اول انحصاری”
کرده و سپس بِرَند اش کرده اند . این معنا ندارد .ما وجهی برای خرید و فروش بِرَند و انحصار نداریم
مگر اینکه یک نوع جنسی را خودم به عنوان جنس بهتر و با ابتکار خودم کشف کرده ام و آن را تولید نمودم و علم و فرمولش را خودم به دست
آورده ام اینجا اشکالی ندارد ، این فرمول را بفروشم .مثلا کسی حلوایی درست کند مثل نان برنجی کرمانشاهی ، این اشکال ندارد ، این به
منزله ی این است که کسی چیزی را به دیگری می آموزد و در ازای آن می تواند پول بگیرد ، این اشکال ندارد ولی اگر کاغذ را بخواهم
بفروشم که معنا ندارد .ولی اگر یک لوگویی را که کار خودم هست می فروشم این کار اقتصادی است، اما اینکه صِرف یک امتیازی که در
نتیجه ی انحصار است بخواهد بفروشد این حرام است.
والسلام